تبليغاتX













Powered By :Myjava

lo0o0o0ove city


دوستت دارم

 

آنکس که مي گفت دوستم دارد

 عاشقي نبود که به شوق من امده باشد

 رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت

 صداي خش خش برگها

 همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد:

 دوستت دارم

 

نوشته شده در شنبه 1387/03/11ساعت 15:1 توسط آیدین |