تبليغاتX













Powered By :Myjava

lo0o0o0ove city


 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/05/25ساعت 17:24 توسط آیدین |

 

آسماني پر از ستاره، دشتي پر از گل،
تقديم به آني كه بهشت زير پايش جا دارد
به مادرم...
كه مهرش تا ابد در دلم جاي دارد

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 20:32 توسط آیدین |

روز زن و مادر مبارک

 

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 20:22 توسط آیدین |

مادر

 

 

 


 

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 20:19 توسط آیدین |

اگر

 

 

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست

او جانشين همه نداشتنهاست

نفرين ها و آفرين ها بی ثمر است

اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند

و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد

تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستی

ای پناهگاه ابدی

تو می توانی جانشين همه بی پناهی ها شوی

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/16ساعت 20:38 توسط آیدین |

يك نكته از دكتر علي شريعتي

 

 

بنام آفریننده زیبایی ها

از کوچکی یاد گرفته بودم گه هر وقت نام امام زمان میاد مثل وقتی که معلم مدرسه مان میاد توی کلاس به خودم بر پا بدم

حتی بعضی وقت ها توی تنهایی خودم و زمانی که به اون فکر می کردم....

....بعضی وقت ها توی تنهایی هم خودم رو ملزم به بر پا کردن میدونستم !

همیشه توی دلم از اون می ترسیدم ! ترسی مملو از احترام !

اون کیه که همه به نامش بلند می شند ؟

راستش همیشه هم برام سوال بزرگی بود ...

اون کیه که اینقدر عزیز هست ....

براش بزرگترین جشن تولد رو میگیریم ، با آوردن اسمش توی زنگ دینی و هر جای رسمی و غیر رسمی بر پا می دیم ، صلوات می فرستیم و ....

بعدها که جسورتر شدم یک روز از معلم دینی پرسیدم :

- امام زمان کیه

-گفت امام منتظر!

- گفتم منتظر چی ؟

- گفت منتظر ظهور !

- گفتم که بیاد چی کار کنه ؟

- گفت تا بیاد جهان رو از ظلم و نابرابری نجات بده !

.....با نارضایتی خودم رو به کناری می کشاندم و می گفتم این چه جور امام منتظری هست ! خدا سال منتظره تا دنیا غرق کثافت بشه بعد بیاد اون رو درست کنه....

خوب همین امروز بیا و کار رو برای خودت سخت تر نکن ....

تا دست روزگار من رو با یک نوشته آشنا کرد...

.....انتظار مذهب اعتراض

فلسفه امام منتظر و فلسفه منتظران صالح !

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/16ساعت 20:6 توسط آیدین |

کاش بودی

 

 

 

 

 

کاش بودي تا دلم تنها نبود

 

 تا اسير غصه ي فردا نبود

 

کاش بودي تا براي قلب من

 

زندگي اين گونه بي معنا نبود

 

کاش بودي تا لبان سرد من

 

 بي خبر از موج و از دريا نبود

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 19:56 توسط آیدین |

گفتي که مرا دوست نداري

 

 

 

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست

 

                                          بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

 

 گفتم که صبر کن و گوش به من دار

 

                                          گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست

 

 پرواز عجب عادت خو بيست ولي

 

                                           تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

 

گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت

 

                                            جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

 

 رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

 

                                               بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 19:44 توسط آیدین |

برای عشق

 

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

 براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 19:13 توسط آیدین |

من میشکنم

 

 

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم

 اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم

بر لب کلبه ي محصور وجود،

 من در اين خلوت خاموش سکوت،

 اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم

اگر از هجر تو آهي نکشم،

تک و تنها، مي شکنم

 به خدا مي شکنم

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 18:47 توسط آیدین |

عشق یعنی

 

عشق يعني:لطيف ترين تعريف زندگي...

عشق يعني:معمار عالم...

عشق يعني:خالق پر شور لحظه هاي زندگي...

عشق يعني:از خود گريختن...

عشق يعني:بهبودي و كاميابي...

عشق،ارمغان محبت است....

عشق:سپردن دلت به.....

عشق يعني:هديه ي قلب و روحت به...

عشق يعني:پيشاني غمناك او را بوسه زدن...

عشق يعني:دستان يخ زده اش را با دستان گرمت،فشردن...


 

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/11ساعت 19:28 توسط آیدین |

محرم الحرام

 

باز محرم شدو دلها شکست 

از غم زینب دل زهرا شکست

 

باز محرم شد و لب تشنه شد

 از عطش خاک کمرها شکست

 

آب در این تشنگی از خود گذشت 

دجله به خون شد دل صحرا شکست

 

قاسم ولیلا همه در خون شدند

 این چه غمی بود که دنیا شکست

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/10/10ساعت 0:26 توسط آیدین |

محرم الحرام

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/10/10ساعت 0:17 توسط آیدین |

روی دیوار خطی بکش.... با خطها نقشی بکش

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/23ساعت 21:59 توسط آیدین |

حرف دل

 

 

 

دلم گرفته چشام می خواد بباره
تنهام گذاشته رفته دیگه دوستم نداره
چه آرزویی داشتم که با منی همیشه
می خوام فراموش کنم با تو دیگه نمی شه...

بذار برات یه شمع باشم بسوزمو تموم بشم
اینکه برات غروب باشم یه شب بی ستاره شم
بذار که تنها بمونم تو تنهایی اسیر بشم
یا که پرنده ای باشم از دل تو پر بکشم.....

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/08/21ساعت 23:16 توسط آیدین |